به ما بپیوندید                 

بنيان های زندگانی

(فروزه هایی مزدايی - انسانی)

1- سِپَنتا مينو Spentâ mainyu يا “گوهر افزايندگي” فروزه ي آفرينندگي اهورامزداست. از اين فروزه است كه آفرينش پديد آمده است. اين قلمرو همواره مي افزايد و مي گسترد و به پيش مي برد و از آن است كه ما انسانها نيز آفريننده مي باشيم.

             

2- وُهومَنَ Vohu mana (بهمن به فارسي امروزه) يا انديشه نيك و نيت پاك. اهورامزدا جهان را با انديشه ي نيك آفريد. آفرينندگي و سازندگي، خودِ نيكي است. به زباني ديگر مي توان گفت كه “وهومن” شالوده و نقشه ي فراگير و بزرگ آفرينش است.       

با كمك وهومن انسان به وجود و چگونگي اهورامزدا آگاهي يافته، به رازهاي زندگي دست مي يابد و به خويشكاري يا وظيفه ي خويش در زندگاني آشنا مي شود.

داشتن انديشه نيك نخستين گامي است كه انسان براي رستگاري برمي دارد. از ديدگاه فلسفه زرتشت انسان باشنده ای است انديشمند. درست همين انديشيدن و ژرف انديشي است كه انسان را از ديگر جانداران جدا مي سازد چون كه به نيروي “خرد” مي انجامد. خرد نيرويي است كه با آن مي توان پديده ها را با هم سنجيد و بد و خوب را از هم جدا کرد. همين شناسایی خوب از بد به انسان اختيار برگزيدن مي دهد و او را آزاد و مختار مي سازد كه يكي از اين دو را برگزيند. بنابراين آزادي در گزينش و با گزينش است.

“خردمند” آن است كه پس از شناسايي و سنجش آن چه سودمندتر و انساني تر، اخلاقي و بهتر است را برگزيند. اما “نابخرد” كه وارونِ خردمند است آن كسي است كه پس از سنجش بدتر و بدترين را برمي گزيند.          در اينجا نياز است كه دريابيم خوب چيست و بد چيست. بنا بر گاتها خوبي و بدي دو راه انديشيدن است. انسان آزاد است كه از ميان آن دو، يعني “بد” و “بهتر” يكي را برگزيند. انديشه ي بهتر از خواستی نیک (نیت خوب) برمی خیزد که آن سازنده و جانبخش بوده و به سود همبودگاه انسانی است و بد، آن است كه زیانبار بوده و به جان (ها) و انسان (ها) آسیب برساند. اين هر دو نسبي بوده و در رابطه با زمان و مكان سنجيده مي شوند. آن انديشه اي نيك است كه پيامد آن گفتار و كردار نيك باشد.  

                                   

3- اَشــا   Ashâیا اَرتا  Artâ قانون و  هنجار و ترتيبي است كه آفرينش بر اساس آن شكل گرفته و به پيش مي رود. بنيان اين هنجار بر راستي، درستي و داد يا عدل است. در اين چهارچوب از قوانين فيزيكي- آخشیجی گرفته تا قوانين همبودگاهی و قوانين پيدا و ناپيداي چيره بر دنياي مينوي و رواني جاي دارد.               

بنا بر گزارشی "آيين راستي، كار درست را در زمان درست و مكان درست و با ابزار درست و برنامه ي درست انجام دادن است. نتيجه ي آن همواره درست خواهد بود و جز آن نمي تواند باشد."     

بنا بر گزارشی ديگر “ راه درست براي انجام هر كاري آن است كه كمترين مقدار انرژي براي انجام آن به كار گرفته شود و از به هدر دادن بيهوده  انرژي جلوگيري شود.”              

انسان و همبودگاه اگر در راه راستي و درستي و داد گام بردارند و خود را با قانون هستي و آفرينش هماهنگ كنند به اندازه و هنجار و آرامش و پيشرفت و تكامل دست مي يابند و از آنان است كه سازندگي آغاز مي شود و به همه سود مي رسد.              

وارون آن يعني دروغ، از هم گونه اش، يعني در انديشه و گفتار و كردار است كه نتيجه ي نادرست داده و زيان و آزار و خرابي مي رساند. آنچه آزار دروغكار را چند برابر مي كند و تباهي مي آورد خشم است. خشم، خرد و هوش را از دست دادن است و سرچشمه ي جور و ستم و بيداد است. پس بايد بدور از خشم و دروغ، هر كس بر آيين راستي و درستي كار كند و هم خود و هم ديگران را خرسند و شاد و آباد گرداند. گاتها پيروان اشا را “اَشَوَن” Ashavan و پيروان دروغ را “دِرِگوَنت” Dregvant مي نامد. 

اگر بخواهيم چند نمونه از قوانين آخشیجی- همبودگاهی را كه نمودار اشا مي باشند نام ببريم مي توان از موارد زير ياد كرد:

قوانين آخشیجی/ فيزيكي مانند :

             ·              كنش و واكنش يا علت و معلول  Cause and effect

             ·              پيشرفت   Progress

             ·              وابستگي  Interdependence

             ·              تاثيرگذاري متقابل Inter-reflection             

 قوانين انساني- همبودگاهی مانند :

             ·    آزادي گزينش

             ·    پاسخگویی (مسئوليت) انسان در برابر گزينش خود            

             ·    برابري حقوقي تمام انسان ها

   · قانون كنش و واكنش، كه بر اساس آن هر كس نتيجه ي مناسب با كنش خود را، دير يا زود اما بدون سوخت و سوز، مي گيرد.       

   · هر كس و هر چيز بايد در جاي درست و مناسب خود قرار گيرد تا نتيجه ي درست به دست آيد.         

   · جايگاه زيست بايد سالم و پاك نگاهداري شود تا زندگاني امكان ادامه و رشد داشته باشد.          

   · دنيا در مسير تكاملي خود همواره دگرگون و نو مي شود. و انسان مي تواند در اين راه نقش سازنده  و يا ويران ساز داشته باشد.    

             ·    ميانه روي بهترين و اشايي ترين شيوه ي برخورد با مسائل است.

اشا وهيشتا يا ارديبهشت به فارسي در چم بهترین راستی و درستی و یا بالاترین و ناب ترین حقیقت میباشد. اشا وهیشتا جایگاه انسان های رسایی یافته است. این واژه است که در زبان پارسی به بهشت دگرگون شده است.

 

4- خشَترُ Khshathra  (شهريور به فارسي) يا  “خويشتنداري” و “آبادسازي” (کردار نیک).

انسان به دنبال خودآگاهي و بهره گيري از خرد نيك و اشويي زيستن ميتواند نيروهاي تني و رواني خود را به آنچنان هماهنگي و هنجاري برساند كه آنها را در اختيار و چیرگی خود درآورده و بر هوس هاي نفساني خود چيره شود. اين چنين چيرگي يا فرمانروايی بر خود را فرمانروايي يا شهرياري اهورايي نيز مي نامند بدين چم كه اين فروزه خداوندي در انسان به كمال خود مي رسد.

رفتار و كردار چنين انساني با ديگر انسان ها از روي خرد و با آرامش و بينش درست بوده و يا به گفته ي ديگر نيك كردار مي شود. اينگونه نيك كرداري ساختن و آباد كردن را به دنبال مياورد. پس خشترا آن گامه اي است كه هم براي انسان و هم همبودگاه انساني آباداني مي آورد و واژه ي “شهر“ كه از خشترا مي آيد در چم جايي است كه آباد شده است و “شاه” كسي است كه آباد مي كند.

وُهو خشترُ وَئيريُه Vohu khshathra vairya به چم “شهرياريِ خوبِ برگزيدني”، آن سيستمي است كه انسان هاي با انديشه و گفتار و كردار نيك دست به دست هم داده وآن نيروي خوب را از ميان خود برگزينند و برپا سازند. آن سيستمي را “شهرياري خدايي“ مي نامند كه در آن از زور و ستم و خشم و بيداد خبري نباشد و همه از زندگاني خوش و خرم و آسوده بهره مند گردند. خشترا را مي توان به سادگي در چم “هنجارو سامان خوب“ هم دانست.

 

5- سپنتا آرميتي Spentâ Ârmaiti (اسفند به فارسي) يا مهر و عشق بي چشمداشت و همچنين آرامشِ افزاينده.

انسان هنگامي كه بر خود چيره شد، به آگاهي رسيد و با پيروي و هماهنگي با قانون اشا به هنجار در نیروهای تني-رواني دست يافت، آنگاه نيك كردار و مهربان و شادخو و شادزي و از خود گذشته مي گردد، به همه مهر ميورزد و خشنودي خود را در خشنودي ديگران مي جويد. اين حالت، آرامشي در او پديد مي آورد كه در آن همه چیز براي پيشرفت روزافزون و شتاب گيرنده به سوي رسايي و بي مرگي فراهم مي آيد. سپنتا آرميتي نمودار اين پيشرفت در آرامش است.

به همين ترتيب همبودگاهی خشترايي نيز به آرامش و هنجار و شادي و خشنودي دست پيدا مي كند و توانايي ها براي پيشرفت و تكامل نمودار گشته و به كار مي افتد تا در نتيجه ي آن آرامش و دوستي جهاني به دست آيد.

 

6- هَئوروَتات Haurvatât (به فارسي خرداد) يا نماد رسايي و خودشناسي، آن حالتي است كه تن و روان در سايه ي آرامش به دست آمده به سوي تندرستي و توانايي و خودشناسي كامل به پيش رفته و كمي ها و كاستي ها را هر چه بيشتر از خود دور مي كنند و  به بهترين حالت خود مي رسند كه آن زيستن در شادي و خشنودي و آرامش راستين است؛ كه آن شناخت راستین اهورامزداست.

بايسته ي خداشناسي، رسايي است و بايسته ي رسايي، خودشناسي است.

اينگونه انسانها جهان را نيز بسوي خشترا و دوستي جهاني به پيش برده و آن را به كمال مي رسانند.

 

7- اَمِرِتات Ameretât يا بي مرگي و جاودانگي= خارج بودن از زمان و مكان؛ آنگاه كه در آرامش افزاينده، روان خود را به رده هاي بالاي تكامل رسانده و به آرامش كامل و خرسندي مينوي رسيده و با اهورامزدا يكي شويم، مانند او جاودانه مي گرديم.

گاتها اين حالت جاوداني را “گَرو دِمانا” Garo demânâ يا خانه ي سرود مي نامد كه جايگاه انديشه ي نيك است، جاي آرامش و رامش روان است.

اما دِرِگوَنت و دروغكار، در خانه ي دروغ به سر مي برد و از وجدانِ در رنج خود رنج مي برد تا آنكه پشيمان شده، از بدي ها دور گشته، به نيكي بگرايد تا رستگار گردد و به خانه ي انديشه نيك و سراي سرود برسد.

 

 

برگرفته از نوشتار های موبد کامران جمشیدی

http://mobedjamshidi.com

اطلاعات اضافی