به ما بپیوندید                 

فرمان لغو «جزیه»


در تیرماه
۱۲۶۱ خورشیدی، سرانجام پس از ۱۲۴۵ سال، اخذ مالیات ننگین "جزیه" لغو و یوغ ستم از گردن ایرانیان غیر مسلمان، بویژه زرتشتیان ایران برداشته شد. این دستاورد بزرگ انسانی با تلاش های خستگی ناپذیر روانشاد «مانکجی لیمجی هاتریا» و حمایت پارسیان هند همراه با اهرم فشار بر دولت قاجاری ناصرالدین شاه بدست آمد.

قانون جزیه مالیاتی دو چندان بود که مسلمانان پس از تازش و اشغال سرزمین های دیگر بر مردمان آن سرزمین ها که به مذاهب و آیین ها دیگری باورمند بودند، روا می داشتند و در برابر دریافت جزیه، به آنان اجازه می دادند در شهر و خانه و کاشانه خود زندگی کنند و به باورهای دینی خود پایبند بمانند. معمولا" دریافت بهای جزیه با رفتارهای تحقیرآمیز و زننده ای از سوی حاکم شرع یا روحانیون مسلمان همراه بود و کسی از پیران و بزرگان جامعه دینی که می بایست جزیه به مسلمانان پرداخت کند، مبلغ جزیه را در روز مشخصی خدمت روحانی یا حاکم شرع یا فرماندار می بردند و به حالت تعظیم کنان وارد می شدند و مبلغ را بزیر لحاف یا فرش طرف مقابل بدون اینکه بدستش بدهند، قرار می دادند و سپس شخص جزیه گیرنده مطابق سنت یک ضربه پس گردنی(در برخی مواقع همراه با اردنگی) به نماینده آن مذهب میزد و چندی توهین و تحقیر بر او روا می داشت و از اینکه مطابق سنت اسلام این کافر را نمی کشد و بر او منت می گذاشت. سپس فرد جزیه دهنده همانطور کرنش کنان بدون اینکه به نماینده مسلمین پشت کند از درب خارج می شد.

گرفتن جزیه به ویژه در روزگار صفویان و قاجارها همراه با ضرب و شتم و خفت و خاری و تحقیر باورمندان به دیگر ادیان همراه بود و این بواسطه نص صریح قرآن(سوره توبه، آیه 29) انجام می شد که در آن از واژه «صاغرون» به معنی خوار و ذلیل شمردن و ذلیل کردن استفاده شده است: 


«قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ»
(بکشید آنان از اهل کتاب را که به الله و روز قیامت ایمان نمی آورند، و آنچه را الله و رسولش حرام گردانیده اند، حرام نمی دارند و متدیّن به دین اسلام نمی گردند، کارزار کنید، تا با ذلت و [کمالِ] خواری به دست خود جزیه دهند.)


لغو مالیات «جزیه» پس از سده ها به‌کوشش «مانکجی‌لیمجی هاتریا»


«مانکجی هاتریا» پس از
۲۹سال تلاش پی گیر و خرج مبالغ گزاف فرمان لغو حکم جزیه را از ناصرالدین شاه دریافت کرد. این خواسته در سه مرحله انجام شد، نخست عباسقلی خان معتمدالدوله، وزیر عدلیه دریافت مبلغ جزیه را عهده دارشد که به این صورت تا حدی دست حکام محلی از تعدی به زرتشتیان کاسته شد. در دومین گام مانکجی توانست حدود۱۰۰ تومان از مبلغ ۹۳۷۵ ریال را کاهش دهد و در سومین گام پرداخت کل مبلغ جزیه را خود و از طرف انجمن اکابر پارسیان عهده دار شد تا دیگر هیچکس در هیچ جای ایران از زرتشتیان جزیه طلب نکند.(1) 
انجمن اکابر پارسیان هند حدود
۲۸سال مبلغ جزیه را پرداخت می‌نمود و هدایا و پیشکش‌های فراوانی را برای شاه و درباریان می‌فرستاد. از این مدت حدود بیست سال آن را تا زمان صدور فرمان الغاء، خود مانکجی اقدام به پرداخت مبلغ جزیه که رقمی بالغ بر ۹۴۵ تومان در سال بود، می‌نمود تا اینکه سرانجام ناصرالدین شاه پس از ملاقاتهای مکرر مانکجی و نیز وزیرمختار انگلیس با وی در تیرماه ۱۲۶۱ خورشیدی حکم الغای جزیه را خطاب به سعیدخان، وزیرامورخارجه صادرکرد و وزیر نامبرده با پشتیبانی ظل السلطان و نایب السلطنه و مجلس شورای دربار که همگی با مساعی مانکجی هاتریا با این نظر موافق بودند، در ماه رمضان المبارک سنه ۱۲۹۹ هجری قمری فرمان مذکور را با مهر ناصرالدین شاه صادر نمود و بدین ترتیب این بار سنگین مادی و معنوی پس 1200 سال از دوش زرتشتیان ایران برداشته شد. لازم به اشاره‌است که در بخشش مالیات جزیه این اشخاص نیز مؤثر بوده‌اند: -رئیس انجمن اکابر صاحبان پارسیان هند و امنای آن انجمن به وسیله حکومت هندوستان. وساطت مستر ر.ف.تامسن، وزیرمختار انگلیس در تهران، سردین شاه مانکجی پتیت رئیس انجمن بهبود حال زرتشتیان ایران . وزیرخارجه انگلستان موسوم به ارل آو گرانویل. (طبق نامه ۲۷ژوئیه ۱۸۸۲ به سفارت تهران)


پی نوشت:

1: مستوفیان و دفترداران حکومت قاجار علاوه بر مبلغ جزیه، هرچه می‌توانستند اضافه بر این مبلغ برای خود وصول می‌کردند. این وصول در بیشتر موارد همراه با زور و آزار زرتشتیان از آنها گرفته می‌شد. روانشاد مانکجی با دربار ناصرالدین‌شاه توافق کرد که این مبلغ را یکجا به دارالخلافه تهران بپردازد. مالیات «جزیه» به‌قدری کمرشکن بود که قسمت بزرگی از درآمد سالانه‌ی این مردمان فقیر را دربر می‌گرفت. فشار «جزیه» به‌ویژه پس از شامگاه سلسله زندیه از بد هم بدتر شد، چنان‌که بهدینان را مستاصل و پریشان‌روزگار ساخته بود. برای نمونه در سال 1265هجری‌قمری، 60تن از زرتشتیان روستای «ترکاباد» یزد که از کانون‌های دستوران و پیشوایان زرتشتی بود، چون از پرداخت 2ریال پول جزیه عاجز بودند و مامورین حکومتی نیز با ضرب چوب، چماق، مشت، لگد و لعن مطالبه می‌کردند، طاقت نیاورده با خانواده‌ی خویش مسلمان شدند.

_ رشید شهمردان، تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان، ص244

 

و با سپاس از برگه تاریخ زرتشتیان.

اطلاعات اضافی